تبليغاتX
هيواي كوردوستان - ((كنتم خير امه))
سياسي، فرهنگي، اجتماعي، ديني، ورزشي و....

در ميان اقوام و ملل و امتهاي گوناگون كه در تاريخ پيدا شده اند، امت اسلامي بهترين امتهاست. در اين آيه ضمن بيان اين واقعيت مهم، دليل آن را هم ذكر مي كند و عامل برتر بودن امت اسلامي را دو چيز مي داند: يكي امر به معروف و نهي از منكر و ديگري ايمان به خدا.

اين دو ويژگي سبب برتري امت اسلامي است و تا وقتي كه اين دو ويژگي در ميان مسلمانان وجود داشته باشد، مسلمانان امت برتر هستند ولي اگر ايمان مردم سست شود و يا به دو فرضيه امر به معروف و نهي از منكر عمل نشود، طبيعي است كه برتري اين امت هم از بين مي رود.

هر چند اين آيه خطاب به مسلمانان عصر پيامبر است ولي در مقام بيان يك حكم كلي است و هرگاه و در هر عصري جامعه اسلامي اين دو ويژگي را پيدا كند كه ايمان به خدا داشته باشد و در ميان افراد جامعه امر به معروف و نهي از بدي حاكم باشد و اصول و مباني اسلامي و ارزشهاي دين جايگاه خاص خود را بيابد اين جامعه، جامعه اي برتر خواهد بود، همان جامعه اي كه متفقكران و خير انديشان جهان آن را در نا كجا آباد جستجو مي كنند.

اينكه در اين آيه، امر به معروف و نهي از منكر جلوتر از ايمان به خدا ذكر شده با اينكه اساس كار ايمان است، شايد بدان جهت باشد كه در اين آيه عنايت خاصي به اين دو فرضيه شده است و هر چندي كه ايمان پايه و اساس است ولي آنچه به جامعه پويايي و بالندگي مي دهد و آن را از خطرهاي دروني و بروني حفظ مي كند همان امر به معروف و نهي از منكر است و در واقع برتري امت اسلامي در گروه انجام اين دو فرضيه الهي است. در دنباله آيه از اهل كتاب كه ايمان نياورده اند و به اسلام نگرويده اند اظهار تاسف مي كند و مي فرمايد: اگر اهل كتاب ايمان مي آورند براي آنها بهتر بود يعني آنها عضوي از يك جامعه و امت برتر بودند. ولي در اثر كفر و ادامه ي راه نادرستي كه در پيش گرفته اند خود را از ورود در اين جامعه بهتر محروم كردند.(تفسير كوثر، ج2، ص216-215. ) مقصود از كلمه ((كُنْتُمْ)) كه در آيه شريفه ذكر شده است، مدح كردن مسلمانان اولي از مهاجرين و انصار است كه در دوران ابتدايي و غربت اسلام به دين خدا گرويده اند و در راه پيشرفت آن كوشش كردند؛ و مراد از ((ايمان)) مذكور در آيه، ايمان داشتن آنان به دعوت به اتحاد و يگانگي است، در مقابل ((كفر)) به آن كه دعوت نمودن به تفرقه و جدايي است.

بنابراين معناي آيه چنين خواهد شد كه: شما مسلمانان در ابتداي ظهور و پيدايش اسلام بهترين امتي بوديد كه براي مردم ظاهر گشتيد، زيرا امر به معروف و نهي از منكر مي نموديد، همگي به رشته الهي چنگ زده، چون تن واحد، متحد و متفق بوديد اگر اهل كتاب هم ايمان آورند بر ايشان بهتر است، ليكن آنان اختلاف كردند و بعضي از آن مومن و بيشتر آنها فاسق هستند. (تفسير الميزان، ج 3، ص 613).

قرآن كريم بعد از ترسيم دو برنامه ي سازنده ي دعوت به ارزشها و نهي از تباهي و گناه، اينك از بر پا دارندگان اين دو برنامه ي انساني و اسلامي سخن به ميان مي آورد و آنان را مي ستايد تا ديگران به آنان تاسي جويند و به اجراي اين دو كار شايسته و بايسته در زندگي همت گمارند ((كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ)). شما بهترين امتي هستيد كه براي هدايت و ارشاد مردم پيدا شده است.

در تفسير اين جمله، نظرهايي ارائه شده است.

1- بعضي معتقد هستند كه اين عقيده بدان دليل با فعل ماضي بيان شده كه در كتابهاي آسماني از اين امت بزرگ سخن به ميان آمده است.

 

2- برخي ديگر گفته اند منظور اين است كه شما در لوح محفوظ بهترين امتها هستيد.

3- عده اي نيز اين آيه ي شريفه را چنين معنا كرده اند كه: ((شما بهترين امتهايي هستيد كه خلق شده ايد.))

4- عده اي ديگر معتقدند كه شما بهترين امتها شده ايد كه براي نجات مردم قيام كرده ايد، چرا كه به نيكي و شايستگي مي خوانيد و از زشتي ها باز مي داريد و به خدا ايمان داريد.

خداوند اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم را بهترين امت مي نامد چرا كه آنان از ناكامان و ستم ديدگان دفاع مي كنند و آسايش و امنيت و خوشبختي را براي همه مردم فراهم مي آورند و ضامن اين مسئوليت اجتماعي آن است كه به نيكي فرمان مي دهند و از بدي و زشتي جلوگيري مي كنند.

امر به معروف و نهي از منكر تنها منحصر به گفتن با زبان نيست، بلكه عبارت است از تلاش براي تحقق يافتن معروفها و نيكي ها از راههاي گوناگون ولي امت اسلامي كه حامل اين مسئوليت اجتماعي است از پايگاه مستحكمي بر مي خيزد كه عبارت از ايمان داشتن به خدا است، چرا كه منشاء احساس مسئوليت اجتماعي، مومن بودن به خدا است و آن احساس اجتماعي كه نيروي خود را از ايمان به خدا نگرفته باشد باطل يا دست كم محدود است. ( تفسير هدايت. ج1، سيد محمد تقي مدرسي، عبدالحميد آيتي، احمد آرام، (مشهد، آستان قدس، 1378، ص 591-590) مخاطبان اصلي اين آيه، اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم هستند، اگر چه ساير امت بر حسب خود مي توانند در آن داخل شوند و علت گرايش و بهتر بودن آنها به اين خاطر بود كه به هدف عالي و علت غايي در خلقت انسان كه همانا پرستش و شناخت خداوند عالميان است نائل گرديدند.

به راستي كه اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم در پرتو ايمان و تربيت قرآن و تبعيت از سنت يگانه محبوب و دردانه عالم امكان حضرت ختمي مرتبت، انقلابي سازنده و ريشه اي براي خدمتگذاري و خير خواهي به وجود آوردند، آنها در صدد تفوق و حاكميت بر ديگران نبوده و حتي چنين انديشه اي را هرگز در سر نمي پروراندند بلكه به خاطر بيدار كردن شعورها و استعدادها و بالاخره براي ساختن انسانهايي پر جوش و خروش و متحرك و متعالي و متعاطف و با طراوت از انسانهايي خشك و خالي و سنگدل و سركش سر از پا نشناختند و همانند كوهي استوار و محكم در مقابل گردابهاي تند و تيز و سيلابهاي ويران كننده استواري و مقاومت خويش را در تمامي مواقع و صحنه ها حفظ كردند و الگويي قرار گرفتند براي نسلهاي آينده.

آنها هميشه امر به معروف و نهي از منكر مي كردند و در ايمان و باورشان قاطع و بادوام بودند و هيچ گاه از احكام انسان ساز الهي منقطع و جدا نبودند بلكه هر لحظه در راستاي انجام تكاليف و اعمالشان كوشا و مطيع اوامر الهي بودند. خدا اجر صحابه را ضايع نمي كند.

)فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَاباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ) (آل عمران:195) پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار خاسته باشد خواه زن باشد يا مرد ضايع نخواهم كرد پاره اي از شما از پاره ديگر هستيد (و همگي هم نوع و هم جنس مي باشيد) آنان كه هجرت كردند، و از خانه هاي خود رانده شدند، و در راه من اذيت و آزارشان رساندند و جنگيدند و كشته شدند هر آينه گناهانشان را مي بخشم و به بهشتيان در مي آورم، بهشتي كه رودخانه ها در زير (درختان) آن روان است. اين پاداش از سوي خدا (ايشان را) است و پاداش نيكو تنها نزد خداست. خداوند در برابر صاحبان خرد و انديشمندان به آنها پاسخ نيكو مي دهد و دعاهاي آنها را مستجاب مي سازد و پاداش آن را مي دهد و ميان زن و مرد فرقي نمي گذارد و همه آنها در مقابل لطف خدا، مثل هم و مساوي هستند سپس آن گروه از مومنان را كه خانه و كاشانه خود را رها كرده و فقط براي حفظ دين خود مهاجرت كردند و يا آنها را به زور از خانه هايشان بيرون نموده اند و به هر حال در راه خدا رنج و مشقت كشيده اند و در جنگ شركت نموده اند و در راه دين كشته شده اند، مورد لطف و عنايت ويژه قرار مي دهد و درباره آنها اظهار مي دارد كه كارهاي بد آنها را ناديده مي گيرم و آنها را در بهشتهايي وارد مي كنم كه نهرها از زير آن جاري است و اين پاداش از جانب خداوند است و اين خداست كه پاداش نيكو نزد اوست از اين آيه فهميده مي شود كه اگر انسان ايمان محكمي داشته باشد و اعمال نيكو انجام دهد و در راه خدا رنج و زحمت بكشد، روح او چنان صاف و خدايي مي شود كه اگر هم گاهي گناهي از او سر زند خداوند آن را ناديده مي گيرد و مي بخشد. در آيه ديگر، ناديده گرفتن گناهان كوچك را مشروط بر پرهيز از گناهان بزرگ مي داند.

إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ)(النساء: من الآية31)

اگر از گناهان بزرگي كه از آن نهي شده ايد اجتناب كنيد، بديهاي شما را ناديده مي گيرم. و در چندين آيه ناديده گرفتن گناهان به تقوا و ايمان و عمل صالح وابسته است.

) وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ)(التغابن: من الآية9)

و هر كس به خدا ايمان آورد و عمل صالح كند، بديهاي او ناديده گرفته مي شود.

) وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ)(الطلاق: من الآية5)

و هر كس از خدا پروا داشته باشد، خدا بديهاي او را ناديده مي گيرد. از اين آيات به خوبي روشن مي شود كه يك فرد مومن و پرهيزگار كه به احكام ديني خود عمل مي كند و اساس كارش بر تقوا و ايمان است، اگر احياناً خطايي از او سر بزند و دانسته و ندانسته مرتكب گناهي شود، گناه او حتي بدون توبه تو بخشيده مي شود. چون او داراي ايمان و تقوا است و بدون شك از گناهي كه كرده پشيمان است و اين همان روح توبه است اگر چه توبه را به زبان نياورد. ( تفسير كوثر، ج2، ص 337-336. )

مهاجرت در راه خدا آن است كه شخص براي مسلمان زيستن يا ترويج توحيد از ديار خويش هجرت كند، اخراج از ديار آن است كه شخص با طاغوتها نسازد و تبعيدش كنند اذيت در راه خدا شامل هر فشاري است كه براي خدا و در راه خدا متحمل مي شود اين اعمال باعث بخشوده شدن گناهان مي شود مثل توبه، چنانكه در بسياري از آيات آمده است ((إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ) ((ثَوَاباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)) و اين خود حاكي از عظمت پاداش و ((حُسْنُ الثَّوَابِ)) به معناي ثواب نيك است. ( تفسير احسن الحديث، علي اكبر قرشي، (تهران، بعثت، ج2، ص 265-264)، تفسير هدايت، ج1، ص 675-674.)

خداوند دعاي صاحبان علم و معرفت را بعد از ذكر و فكر و تنزيه و تسبيح و تقديس و توجه و خطاب، با سوز و گداز و تضرع و سوال مغفرت و جنت مستجاب فرمود، چون شرايط داعي و دعا موجود بود و آداب آن مراعات شد و براي مزيد اطمينان آنها تصريح فرمود كه خداوند هيچ عمل، عمل كننده اي را ضايع و باطل نمي فرمايد، خواه مرد و يا زن باشد چرا نسبت فضل و عدل و احسان الهي به همه يكسان است تفاوت آنها از حيث تفاوت در مرتبه ي علم و تقوي است و مزيت، به حسب است نه نسب، علاوه بر آن كه اهل ايمان همه از يك طينت پاك خلق شده اند و مانند يك نفس شريفند و متفق در دين وراي و طاعت و عبادتند پس هيچ اقتضايي موجود نيست كه اعمال بعضي مقبول و بعضي مردود شود مگر آن كه خللي در آداب و شرايط اعمال از آنها روي داده باشد پس كساني كه براي نصرت دين از اوطان و عشاير خود دست كشيدند و به ملازمت ركاب حضرت ختمي مرتبت مهاجرت نمودند و از خوف تعرض كفار به جان و مال و عرض آنها، ناچار شدند كه از خانه ها و علايق خود صرفنظر نمايند و از مكه بيرون روند و چه آزار و اذيتها كه از كفار به آنها رسيد و در راه خدا و مرضات پيامبرصلى الله عليه وسلم تحمل نمودند و اينها همه براي آن بود كه ايمان به خدا و پيغمبرصلى الله عليه وسلم آورده بودند و الا كسي با آنها عداوت شخصي نداشت و علاوه بر همه در راه اسلام جانبازي نمودند و با كفار جهاد كردند و به درجه شهادت رسيدند، اين چنين اشخاصي استحقاق و لياقت پيدا كردند كه خداوند با تاكيد بفرمايد: از گناهان آنان مي گذرم و نعيم ابدي را كه بهترين پاداشهاست و نزد من است به آنها از جانب خود پاداش مي دهم. (روان جاويد، ج1، حاج ميرزا محمد ثقفي تهراني (قم، برهان، 1376، ص 709-708).

آري چون كوچكترين عمل انسان در پيشگاه خداوند ضايع نمي گردد پس خوشا به حال آن مردان راه خدا ياران با وفاي پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم كه نه تنها كفر و شرك و عصيان را ترك كردند، بلكه از محيط هاي شرك زا و بندهاي دروني و اجتماعي نيز هجرت كردند، وطن و ارقاب، اهل و عيال، مال و منال و تمام تعلقات خود را به خاطر حفظ عقيده و شدت ايمان ناديده گرفتند و به محيطي شتافتند كه با ايمان و توحيد، مساعد و سازگار بود و فقط در راه خدا بود كه انواع شكنجه ها، آزار و اذيت ها و شدائد را تحمل كردند، ((وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي)) ايمان و اخلاص و فداكاري و مجاهدت اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم تا جايي بود و به اندازه اي فزوني گرفته بود كه جنگيدند و كشتند و در راه خدا نيز جانشان را با كمال ميل از دست دادند و به اهداف مقدسي كه در صدد دستيابي به آن بودند رسيدند و به خاطر همين اخلاص و اصلاح و ايمان است كه خداوند متعال در محقق گردانيدن پاداش آنان قسم ياد كرده و تاكيد فرموده ((لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ)) يعني حتماً و قطعاً تمام گناهان و بديهاي آنان را محو مي سازم و بدون ترديد، همگي آنان را در بهشتي جاي مي دهم كه جويهاي آب از زير آن جاريست و مملو از اين نعمتهاست. (چند آيه از كلام الله در فضايل اصحاب رسول الله، ص 11-10.)

 

موسی عزیزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط کاروان  | 

 





Powered by WebGozar